میانِ دفترِ هستی رفاقت گوهر ناب است
دلیلِ روشن این عشق نگاه ماهِ ارباب است
به سوی علقمه سقا چو موجی شعلهور برخاست
فرات ازشرم لبهایش به خودپیچیده بیتاب است
دو دستش را فدا کرد و علم بر دوشِ غیرت برد
رفاقت در مرام او گذشتن از تبِ آب است

بخوان از چشم خونینش حدیث پاک همعهدی
که سیمای وفاداری در آن آیینه نایاب است
رفیقِ واقعی یعنی همان شاهِ علمداری
که جانش در ره یار و تنش در خون و گرداب است
بیا ای دل رفاقت را ز دریای وفا آموز
که نامش تا ابد روشن نگین فخر و آداب است
#یا_اباالفضل_العباس_علیه_السلام
✍️ #آرمان_طاهری
برچسب:
نویسنده: sornaghazal