خرید بک لینک

بعد از تو دیگر در غزل اندوه بسیار است

دائم ردیف و قافیه در جنگ و پیکار است

بعد از تو دیگر همچو سربازی به شهرِ دور

با دیدگانی پر ز نم آشفته بیدار است

تو باغ زیبای ارم در شهر شیراز و؛

من چون خرمشهر و به رویم بمب و آوار است

من مست عطر نرگس و بابونه بودم تا

پیدا شدی اکنون هوایم دود سیگار است

دل دادم اما سوختم در گوشه ای تنها

اکنون همه روزم فقط انکار و انکار است

لعنت به اقبالِ من و لعنت به یادِ تو

در آرزوی رفتن و ماندن به اجبار است

ای دل سیه بختی هنوز از عشق می گویی

مثل طبیبی که خودش رنجور و بیمار است

با یار دیگر خو گرفتی و ملالی نیست

من هم خوشم با درد و درمانی که خودکار است

#آرمان_طاهری

برچسب: نویسنده: sornaghazal تاريخ: پنجشنبه 25 تير 1405 ساعت: 11:40

صفحه بندی