تمام دلخوشیهایت کفن شد
گلم تکلیفِ امروزت وطن شد
نوشتی مشقِ خود با خون پاکت
عجب زیباست جانم رنگ لاکت!
به آن دستت النگوها چه زیباست
لبانت پُر تَرَک از دور پیداست
گمانم دخترم لب تشنه هستی
نشد افطار و اما چشم بستی
به جای مشقِ شب یادت بماند
بخواب آرام، مادر قصه خواند
بکن پرواز رهایی دلنشین است
در این دنیای ظلمت بهترین است
ببر آن قمقمه تشنه نمانی
گرفتی لقمهات گشنه نمانی؟

لباس فرم پوشیدی و رفتی
لبت خشک آب نوشیدی و رفتی؟
فرشته بودی و پرواز کردی
گلم درس جدید آغاز کردی
نوشتی درس میهن، آب و خاکت
بروید لاله ها از خون پاکت
نمی خوانی برایم شعر بابا
نمی گویی اجازه هست آقا
دو چشمت بستی و به خواب رفتی
بمیرم من بسی بیتاب رفتی
شدم از داغ تو ویرانه چون بَم
الهی مرهمی بگذار این غم
#آرمان_طاهری
#میناب
برچسب:
نویسنده: sornaghazal